آرشیو اخبار آرشیو اخبار
خروجی خبرخوان خروجی خبرخوان اخبار
جستجو برای      
مقالات

تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر میزان سلامت روان و سازگاری همسران زندانیان
دکتر آقا صادقی - اعظم مسن آبادی - مصطفی عسگری
زندانهای استان مرکزی
.pdf | .ppt | .doc
امتیازدهی به این مقاله:


1389/10/27
نظرات شما (0)
خلاصه مقاله
تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر میزان سلامت روان و سازگاری همسران زندانیان                     دکتر سعید آقا صادقی        اعظم مسن آبادی :     سرپرست اداره مراقبت بعداز خروج    مصطفی عسگری : روانشناس مرکز مراقبت     چكيده:     هدف از پژوهش حاضر  تأثير آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان سلامت روان و سازگاري همسران زندانيان مي باشد. جامعه ي آماري اين پژوهش، كليه ي همسران  مددجویان زندان مرکزی اراک و اردوگاه کاردرمانی و حرفه آموزی آن شهر که در سال 1387 به حکم مراجع قضائی به حداقل یکسال و حداكثر دوسال زندان محکوم شده اند، می باشد. نمونه مورد بررسی جهت انجام پژوهش حاضر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده از بین جامعه مورد نظر انتخاب شده است. بدین صورت که از بین کلیه مددجویان واجد شرايط 60 نفر  انتخاب و به طور تصادفي در دو گروه   (30 نفر كنترل و30 نفر آزمايش) جایگزین گرديده اند. ابزار  اندازه گيري عبارت بود از پرسشنامه              SCL-90-R  براي سنجش سلامت روان و پرسشنامه سازگاري بِل. براي آزمودن فرضيه هاي ارائه شده از طرح آزمایشي با طرح پيش آزمون ـ پس آزمون با گروه كنترل مورد بررسي قرار گرفت. سپس آموزش مهارت هاي اجتماعي طي 14 جلسه بر روي گروه آزمايش اعمال گرديد و در نهايت از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. در اين پژوهش براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون آماري تحليل كواريانس استفاده گرديد. نتايج نشان داد كه آموزش  مهارت هاي اجتماعي بر سلامت روان و سازگاري همسران  زندانيان تاثير دارد.       كليد واژه ها:   آموزش مهارت هاي اجتماعي ـ سلامت روان ـ سازگاري ـ همسران زندانیان         ·  کارشناس ارشد روان شناسی، اداره زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی اراک       مقدمه:   یکی از منابع ضروری و همواره مورد بحث در دنیای پیچیده ی انسانی که قدمتی به بلندای هستی وی دارد، مفهوم سلامتی است. سلامتی کیفیتی از زندگی است که تعریف آن مشکل و اندازه گیری واقعی آن تقریباً غیر ممکن است. محققان تعاریف متعددی از این مفهوم ارائه داده اند، هر چند تقریباً همه آنها موضوع مشترکی دارند و آن «مسئولیت در قبال خود و انتخاب سبک زندگی سالم» است (ميرمهدي و همكاران،1386). انسان در طول پديدآيي و تحول روان شناختي خود به تدريج به مهارت ها و كفايت هايي دست مي يابد كه وي را در برآورده ساختن نيازمندي هاي لازم براي زندگي اجتماعي مستقل موفق مي سازد. بدون دستيابي به اين مهارت ها نه تنها بهزيستي اجتماعي بلكه سلامت زندگي فرد نيز دچار اختلال خواهد شد. تمام فعاليت هاي انسان به سوي بهزيستي روز افزون خود و همنوعانش جهت گرفته است. براي دستيابي به زندگي سالم، اولين قدم كسب مهارت ها و  كفايت هايي است كه فرد را مستقل ساخته و بر زندگي وي معنا و جهت مي بخشد. اين امر بدون دستيابي به مهارت هاي زندگي امكان پذير نمي باشد. يكي از مولفه هاي مهارت هاي زندگي مهارت اجتماعي مي باشد. مهارت هاي اجتماعي مي تواند به عنوان مهارت هاي لازم براي تطبيق با نياز هاي اجتماعي و همينطور حفظ روابط بين فردي رضايت بخش تعريف شود. از آنجا كه نيازهاي اجتماعي متغير مي باشند و وابسته به زمينه اجتماعي خاص خود مي باشند، بنابراين ضروري است كه افراد مكانيزم پاسخ اجتماعي منطقي را در خود ايجاد كنند تا بتوانند خود را متناسب با نيازهاي موقعيتي و وضعيتي تغيير دهند. ناتواني براي تغيير رفتار در رابطه با نيازهاي متغير معمولا منجر به اختلال عملكرد اجتماعي مي شود. هر چند سطح، شدت، ماهيت، پيچيدگي و كمبود در زمينه مهارت هاي اجتماعي در ميان خانواده زندانيان و همسران ایشان مختلف است اما به طور قطع مي توان گفت كه اكثريت عمده زندانيان و همسران ایشان به منظور داشتن عملكرد موثر در جامعه نيازمند آموزش برخي مهارت هاي زندگي مي باشند. از طرفي، عليرغم تأثير اساسي بهداشت رواني در سازگاري افراد هنوز برنامه ها و راهكارهاي مدون و منسجمي جهت تفهيم آن در جامعه علي الخصوص اقشار آسيب پذير جامعه صورت نگرفته است (غريبي، 1386).   در سايه آموزش مهارت هاي زندگي فرد، هنجارها ـ انگيزه ها و طرز تلقي ها و رفتارهاي او شكل مي گيرد تا بتواند سازگاري بهتري با جامعه پيرامون فرد و سايرين داشته باشد. لذا بروز مهارتهاي اجتماعي ضعيف منجر به عدم پذيرش فرد توسط ديگران و ناسازگاري مي شود (نظري نژاد، 1385). برنامه مهارت هاي زندگي به طور قطع بين خواسته هاي افراد و در مورد حرفه و زندگي و همچنين آينده ي آنها ارتباط ايجاد مي كند. اين برنامه به طور علني و صادقانه مسائل مهم زندگي را مطرح مي كند. مهارت هاي زندگي، راه رسيدن به شرايط بهتر زندگي كردن مي باشند كه با آموختن آن مي توان زندگي موفق تري را تجربه نمود. اين روش ها به افراد مي آموزند كه چگونه بدون اينكه به رفتارهاي تهاجمي و خشونت روي آورند، مشكل را حل و فصل نمايند و افراد احساس امنيت و اطمينان بيشتري در ارتباطات خود داشته باشند. هر انسانی مسئول اعمال و کردار خویش است، اما در میان خانواده هر فرد کسانی هستند که در بسیاری مواقع باید متحمل آثار اشتباه عضوی از خانواده شوند. به طور معمول تأثیرپذیری خانواده از زندانی شدن یکی از والدین در دو زمینه عوارض مربوط به همسر و فرزندان قابل بحث است. به عبارت دیگر یک دسته از عوارض، زندانی شدن فرد متوجه همسر او می شود و دسته دیگر متوجه فرزندان شخص می شود که این دو دسته عوارض وجوه مشترک و متفاوتی دارند که البته تعامل این دو دسته مشکلات دیگری برای خانواده بار می آورد. براساس آمار موجود با توجه به مناطق مختلف 30 تا 80 درصد دلیل مجرم شدن کودکان به واسطه متلاشی شدن خانواده آنان است (آراسته و شريفي، 1387).    خانواده ای که یکی از والدین آن در زندان به سر می برد دچار نابسامانی شده و خانواده نابسامان در اختلال شخصیتی و رفتاری کودکان نقش دارند. بدیهی است که غیبت والدین به ویژه در صورتی که زندان مطرح شود آثار زیانباری دارد و کودک علاوه بر برخوردار نبودن از محبت و توجه به ارشادهای والدین باید متحمل کنایه ها، حرف و سخن ها باشد که به جرم والدین مرتبط است. چنین کودکی از لحاظ پذیرش اجتماعی در بین همسالان هم مدرسه ای و سایر موقعیتهای اجتماعی با مشکلات عدیده ای روبرو می شود و همواره احساس حقارت، شکست، سرخوردگی، خودکوچک بینی و خودپنداره منفی را با خود حمل می کند و روابط اجتماعی و انسانیش را تحت تأثیر قرار می دهد. از جمله مسائل اجتماعی که برای فرد بروز می کند مشکل سازگاری است، لذا با این مشکلات سازگاری و منزوی شدن این خانواده ها از جامعه  می بایست استرس های سنگینی را این خانواده ها متحمل شوند که مسائل مربوط به بهداشت روان و سازگاری خانواده ها بسیار متفاوت از سایر خانواه ها می شود. مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، طرد شدگی، کم رویی، خشم، تعارض در راوبط بین فردی، شکست و ... از جمله مشکلات بهداشت روانی هستند که بسیاری از افراد جامعه با آن دست به گریبان اند و به نوعی ریشه بسیاری از آسیبهای اجتماعی و اعتیاد، بزهکاری و خودکشی و نظایر آن محسوب می شود. عزت نفس پائین، ناتوانی در بیان احساسات و فقدان مهارتهای ارتباطی عامل بسیاری از مشکلات فردی مانند مصرف مواد، بزهکاری، بی بندوباری جنسی، رفتارهای مخاطره آمیز و خشونت می باشد (محمدخاني، 1381). از طرفی امروزه با توجه به ایجاد تغییرات فرهنگی و تأثیر عوامل مخل در زندگی بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی ها و مهارت های لازم و اساسی هستند، به همین دلیل سازمان بهداشت جهانی از سال 1993 به منظور کاهش آسیب های روانی، اجتماعی و ارتقاء سطح بهداشت روانی برنامه آموزش مهارتهای زندگی را تدارک دید (عبدالله زاده، 1382).  اگر چه پرورش مهارت اجتماعی و دانش های مربوط به آن هنوز سالهای اول خود را               می گذراند، اما روز به روز تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت می گیرد و به صورت یکی از ابعاد جدید آموزش و پرورش همگانی و تعلیم وتربیت ويژه درخواهد آمد. ضمناً از آنجا که زندگی آدمی نیم قرن همراه با رشد سریع جمعیت وتغییرات وسیع اجتماعی و صنعتی، تحولات عظیمی پيدا كرده است، به نظر می رسد که شمار بزرگی از افراد دچار مشکلات سازگاری اجتماعی ـ رفتاری و عاطفی هستند (عبدالله زاده، 1382).   منظور از سازگاري، انطباق متوالي با تغييرات و ايجاد ارتباط بين فرد و محيط است، به نحوي كه حداكثر رفاه خويشتن را همراه با رفاه اجتماعي، ضمن رعايت حقايق خارجي امكان پذير مي سازد. بدين ترتيب سازگاري به معناي همرنگ شدن با جماعت نيست، سازگاري به معناي شناخت اين حقيقت است كه هر فرد بايد هدفهاي خود را با توجه به چارچوب اجتماعي و فرهنگي دنبال نمايد (راجرز، به نقل از آقاجري، 1385). اختلال در عملکرد اجتماعی می تواند با سازگاری اجتماعی ضعیف و مشکلات سلامت روان، اعتماد به نفس پائین و ... ارتباط داشته باشد. دلایل چندی وجود دارد که نشان می دهد چرا گزینه های مهارتهای اجتماعی و عاطفی از قبیل کنترل خود، حل مشکل، قدرت تصمیم گیری، مهارت نه گفتن، جرأت ورزی و مدیریت خود می تواند در بسیاری از برنامه های پیشگیری از جرم و جنایت مؤثر باشد.گرشام[1] و همکاران (2004)، در تحقیقات خود نشان  دادند که اختلال در مهارتهای اجتماعی منجر به مشکلات کوتاه مدت و بلند مدت در عملکرد تحصیلی ـ روانی و اجتماعی می شود. مهارتهای اجتماعی برای افراد دارای منافع زیادی می باشد. عدم چنین مهارتهایی نتایج منفی  نيز مانند بزهکاری و مشکلات روانشناختی به همراه دارد. همچنين، باركينت، دوران و اسميت[2] (2004)، بیان می نمایند که ارتباط اجتماعی و مهارتهای اجتماعی یک نقش سازنده در رشد سلامت روانی، ارتباطهای فرد، موفقیت تحصیلی، شغلي، اجتماعي و ... دارند. ناتوانی برای تغییر رفتار در رابطه با نیازهای متغیر معمولاً منجر به اختلال عملکرد اجتماعی می شود. به گفته جان مي[3] (2002)، وجود مهارتهای اجتماعی در زندگی موجب تعامل بيشتر افراد با يكديگر،كه شاخص مهمي در سلامت رواني آنان در آينده خواهد شد، مي شود.   سلامت روان از نظر کارشناسان بهداشت جهانی عبارت است از احساس فرد نسبت به خود، دنياي اطراف و محل زندگي اطرافيان (مخصوصاً با توجه به مسئوليتي كه در مقابل ديگران بر عهده دارد) و چگونگي سازش وي با درآمد خود و شناخت موقعيت و زمان خويشتن (حبيب زاده، 1380). مهمترین نشانه سلامت روان سازگاری است. سازگاری از مباحثی است که جامعه شناسان و روانشناسان و مربیان در دهه اخیر توجه خاص به آن مبذول داشته اند. بخش عمده ای از شکستهای فردي در جریان زندگی، از جمله افراد آسیب پذیری چون زندانیان و خانواده آنها ناشی از عدم سازگاری با محیط و شرایط پیش آمده است. به عبارت دیگر سازگاری فرد مستلزم برآوردن نیازهای شخص خویش مطابق با واقعیتهای محیطی است. همانگونه که ذکر آن گذشت نیاز به آموزش مهارت اجتماعی زمانی احساس می شود که مسئله و مشكلي پیش آید (ارجمندي، 1380).   مهارت اجتماعی استعدادی است که باعث بروز رفتارهایی می شود که به صورت مثبت یا منفی تقویت می شوند نه رفتارهایی که مورد تنبیه واقع می شوند یا توسط دیگران خاموش می شوند. این مهارتها می تواند در روابط آدمی با دیگران نتایج مثبت و موفقیت آمیزی به وجود آورد. شخصی که دارای مهارت اجتماعی است می تواند با انتخاب و ارائه رفتارهای مناسب در زمان و وضعیت معین دست بزند. هدف اصلی آموزش مهارتهای اجتماعی اساساً متوجه شکوفائی ظرفیتها و رشد تواناییها و رفتار و شخصیت فرد و حسن تفاهم اجتماعی است که از آن می توان به سعادت فردی و اجتماعی تعبیرکرد (نظري نژاد، 1385). در کل مهارت هاي اجتماعي،  فرآيند مركبي است كه فرد را قادر مي سازد به گونه اي رفتار كند كه ديگران او را با كفايت تلقي كنند. مهارتها تواناييهاي لازم براي انجام رفتارهاي هدفمند و موفقيت آميز هستند. در تعريف ديگري مهارتهاي اجتماعي چنين است؛ تواناييهاي پيچيده براي ساختن رفتارهايي كه به طور مثبت يا منفي تقويت مي شوند و به ظاهر ساختن رفتارهايي كه توسط ديگران مورد تنبيه يا خاموشي قرار مي گيرند (ليبت و لوين سان، 1973، به نقل از  نظري نژاد، 1385).    ضروری است که كليه  افراد، مکانیسم پاسخ اجتماعی در خود ایجاد کنند تا بتوانند خود را متناسب با نیازهای موقعیتی و وضعیتی تغییر دهند. کسانی که از مهارتهای لازم جهت مواجهه با موقعیتها و شرایط گوناگون برخوردار هستند می توانند با اجتماع خویش بهتر سازگار شده و تعارضات روانی را حل كنند و به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کرده و با همنوعان خود حس همدلی داشته باشند (محمدخاني، 1381).   تردیدی نیست که در همه جوامع اقشاری که در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دارند استرسهای سنگینی را متحمل می شوند. در کشور ما نیز همسر و خانواده معتادان، زندانیان، بیکاران، معلولین و بیماران روانی و جسمی صعب العلاج و مبتلایان به  سایر آسیبهای روانی، اجتماعی در شرایط               فوق العاده دشواری به سر می برند. در این میان به نظر می رسد وضعیت خانواده زندانیان و همسران ایشان از دو جهت حادتر از بقیه باشد؛ اول اینکه زندانی شدن پدر یک خانواده به معنای از دست رفتن آبرو و وضعیت مادام العمر برای آن خانواده و طرد شدن از سوی اطرافیان است. دوم اینکه حمایت اقتصادی اجتماعی از این خانواده ها همواره تناقض برانگیز است؛ زیرا عده ای از صاحبنظران معتقدند که حمایت و کمک به این خانواده ها نوعی پاداش به زندانی است و وسیله امنيت خاطر وی بوده و باعث ترویج جرم و بزهکاری در جامعه می شود. لذا به نظر می رسد مراكز حمایتی مربوط به بهداشت روان و سازگاری این خانواده ها بسیار متفاوت از سایر خانواده های دیگرمی باشد. از طرف دیگر بررسی وضعیت سلامت روانی در زندانیان و خانواده هایشان و ارائه خدمات در زمینه بهداشت روانی به این گروه در معرض خطر، از دغدغه های علم روانشناسي و بهداشت رواني کشورهای مختلف بوده و همه مسائل و مشکلات مربوط به مجریان و زندانیان به ویژه در ارتباط آن با مشکلات روانپزشکی یکی از چالش انگیزترین زمینه های پژوهشی می باشد. در ایران طبق آخرین آمار منتشر شده رقمی بیش از 163 هزار زندانی وجود دارد که بررسی سلامت روانی و اختلالات شخصیتی در آنها به خصوص خانواده هایشان که یکی از گروههای در معرض خطر هستند از اهمیت ویژه ای برخوردار است (آراسته و شريفي، 1387 ). پیامد زندانی شدن برای همسر زندانی و فرزندان به هر علت، چه جرم سبک داشته باشد یا سنگین ـ بیگناه باشد یا گناهکار ـ عمد باشد یا غیر عمد و ... در مکانی قرار می گیرد که آثار سوء آن نه فقط به خود او بلکه شامل همسر او هم می شود. این عواقب سوء از طلاق تا گرایش به جرم و فساد، مشکلات روانی ـ اجتماعی ـ اقتصادی و ... را شامل می شود. از طرف ديگر تغييرات سريع و عميق فرهنگي و اجتماعي زندگي مدرن بسياري از اقشار آسيب پذير را در رويارويي با مسايل زندگي دچار مشكل كرده است. به طوري كه اكثر آنها فاقد توانايي ها و مهارت هاي لازم در مواجه زندگي جديد بوده اند و بدون دستيابي به اين مهارت ها نه تنها بهزيستي اجتماعي، بلكه سلامت رواني فرد نيز به خطر مي افتد.  برنامه ريزي براي جلوگيري از احساس درماندگي در لحظات آخر و ايجاد زمينه براي صحبت با افراد مطمئن در مورد زمينه هاي آسيب زا و اضطراب آور و همچنين مهيا ساختن شرايط مطلوب براي شركت افراد در كلاس هاي آموزشي مخصوص از اقدامات موثر براي مقابله و ايجاد آمادگي مناسب در اينگونه اقشار مي باشد. آموزش اين افراد به منزله ي اين است كه آنها مي توانند شرايط خود را تا حدي به كنترل خود در آورند، زيرا اعتقاد به عدم كنترل رويدادها موجب بروز مشكلات و مسائل رواني ـ جسماني مي گردد (هاشمي و بهمني، 1386).    با توجه به نقش و ارزش مهارتهای اجتماعی  در ارتقاء بهداشت روانی زندانیان و خانواده آنها از یک طرف و مؤثر واقع شدن این برنامه ها در زمان نسبتاً کوتاه از طرف دیگر برنامه آموزش و اثربخشی آن را آشکار می سازد. برنامه آموزش این مهارتها به طور مؤثری رفتارهای غیر اجتماعی را بهبود می بخشد و تضادهای بین فردی را در زندانیان و خانواده آنها که فاقد مهارت ها هستند كنترل مي كند. در واقع مهم ترين بخش از آموزش مهارت هاي اجتماعي كه اهميت و ضرورت پژوهش را مشخص مي كند، روابط بين فردي در تعاملات اجتماعي مي باشد. با اين توصيف مهارت هاي اجتماعي، مهارت هايي هستند كه براي افزايش توانائي هاي رواني و اجتماعي افراد آموزش داده مي شوند و افراد را قادر مي سازد كه به طور موثري با مقتضيات و كشمكش هاي زندگي روبرو شوند. به عبارتي هدف از آموزش مهارت هاي اجتماعي افزايش ميزان توانائي هاي رواني ـ اجتماعي و در نهايت سازگاري بيشتر براي مقابله با رفتارهاي آسيب زا مي باشد(رحيمي، 1388).   با توجه به اینکه خانواده زندانیان از مشکلات سازگاری عدیده ای چون مشکلات عاطفی، شغلی، اجتماعي و ... رنج می برند و از جامعه منزوی شده اند، امید است با فراگیری مهارتهای اجتماعی کیفیت ارتباط این خانواده ها را با نشان دادن جنبه هایی که آنها را در ارتباطشان مشکل دارند بهبود بخشند. بنابراين در اين پژوهش سعي مي شود به اين مسئله پرداخته شود كه آيا آموزش مهارت هاي اجتماعي بر سلامت روان همسران زندانيان تأثير دارد؟ همچنين درصدد پاسخگويي به اين سئوال است كه آيا آموزش مهارت هاي اجتماعي بر سازگاري اجتماعي ـ شغلي ـ عاطفي و ... تأثير دارد؟     روش:   از بین انواع طرح های آزمايشي در این پژوهش از طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه همسران  مددجویان زندان مرکزی اراک و اردوگاه کاردرمانی و حرفه آموزی است که  همسر آنها از بهمن ماه سال 1387 به حکم مراجع قضائی به حداقل یکسال و حداكثر دو سال  زندان محکوم شده اند. البته این همسران باید در عقد دائم زندانيان  و داراي تحصيلات مقطع متوسطه و  در محدوده سنی 20 تا 30 سال قرار داشته  باشند. تعداد افراد جامعه در حدود 230 نفر مي باشد. نمونه مورد بررسی جهت انجام پژوهش حاضر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده از بین جامعه پژوهش انتخاب گردیده است. بدین منظور ، از بین کلیه مددجویان واجدشرايط با توجه به طرح تحقیق (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) 60 همسر به طور تصادفی  انتخاب و  30 همسر در گروه کنترل و30 همسر در گروه آزمایش جایگزین شدند.   ابزار مورد سنجش در رابطه با سلامت روانی عبارت است از پرسشنامه سنجش سلامت رواني (SCL90-R). اين آزمون شامل 90 سؤال براي ارزشيابي علائم رواني است. پاسخهاي ارائه شده به هر يك از مواد آزمون در يك مقياس 5 درجه اي از ميزان ناراحتي كه از "هيچ" تا "به شدت" مي باشد مشخص مي گردد. 90 ماده اين آزمون  ابعاد مختلف شكايات جسماني، وسواس و اجبار، حساسيت در روابط متقابل، افسردگي، اضطراب، پرخاشگري، ترس مرضي، افكار پارانوئيدي و روان پريشي را در بر مي گيرد.   نمره گذاري و تفسير آزمون براساس سه شاخص ضريب كلي علائم مرضي، معيار ضريب ناراحتي و جمع علائم مرضي به دست مي آيد. سه شاخص كلي ناراحتي نيز در اين آزمون وجود دارد كه هر كدام با نمره اي عمق وضعيت رواني فرد را از نظر آسيب شناسي نشان مي دهند. برای سنجش پايائي ابعاد 9 گانه اين آزمون از دو روش محاسبه پايائي دروني و پايائي به روش آزمون مجدد صورت گرفته است. براي محاسبه ثبات دروني آزمون كه بر روي 219 نفر داوطلب در ايالات متحده در جهت سنجش ثبات و يكنواختي سؤالات انجام گرديد از ضرايب آلفا و كودر ريچاردسون، استفاده شده است. نتايج تمام ضرايب به دست آمده براي 9 بعد كاملاً رضايت بخش بوده است. بيشترين همبستگي مربوط به بعد افسردگي با 9/0 و كمترين آنها روان پريشي با 77/0 بوده است (دراگوتيس، ريكلز و راك، 1976).    همچنین برای سنجش میزان سازگاری همسران زندانیان از مقیاس سازگاری بِل استفاده شده است. این مقیاس شامل 160 سوال می باشد. آزمودنی به صورت  بلی ـ خیر به سوال ها پاسخ می دهد. اين آزمون پنج مؤلفه دارد؛   1- سازگاری خانه 2- سازگاری سلامتی 3- سازگاری شغلی 4- سازگاری عاطفی 5- سازگاری اجتماعی. برای سنجش سازگاری کلی برای هر سوال اگر صحیح پاسخ داده شود، نمره 1  و اگر پاسخ غلط داده شود، نمره صفر در نظر گرفته می شود. یعنی دامنه نمرات بین صفر تا 160 می باشد و برای هر خرده مقیاس دامنه نمرات بین صفر تا 32 می باشد. هر چه آزمودنی نمره کمتری در آزمون  سازگاری بل کسب کند نشانه سازگاری بیشتر می باشد و برعکس.   میزان پایائی این پرسشنامه توسط (قاسمی،1376) مورد تأیید قرار گرفته است. نامبرده پرسشنامه مذکور را بر روی 60 نفر دانشجو (30 نفر دختر و 30 نفر پسر) که از نظر سن و تحصیلات متناسب با سن و تحصیلات آزمودنی بودند انتخاب و مقیاس فوق را بین آنها توزیع وپس از جمع آوری به روش آماری دو نیمه کردن ، توسط محاسبات کامپیوتری ضریب پایائی پرسشنامه فوق 988% گزارش شده بود و ضریب همبستگی آن با فرمول اسپیرمن براون 933% تعیین شده است.   در اين پژوهش به منظور سنجش مهارتهای اجتماعی از مهارت هاي (مقابله با خشم ـ مقابله با استرس ـ مهارت ارتباطي  ـ خود آگاهي) كه به همسران زندانيان در 14 جلسه (هر جلسه 60 دقيقه)، آموزش داده شد، استفاده شده است. در جلسات مربوط به آموزش مهارت های اجتماعی موضوعات زیر در چهارده جلسه مطرح گردید؛ در جلسه اول معارفه و ذكر مقدمه اي از مهارت هاي اجتماعي عنوان گردید. در جلسات بعدی به ترتیب؛ تعريف  و اهداف خودآگاهي ـ پرسش و پاسخ در رسيدن به مهارت خودآگاهي ـ ارزيابي خودآگاهي و خودايده آل  ـ مقدمه اي بر هيجان خشم و ويژگي هاي آن و ضرورت كنترل ـ مرحله ي اول مهارت مقابله اي با خشم ـ مرحله ي دوم مهارت مقابله اي با خشم ـ تعريف اهداف مهارت مقابله با استرس ـ  نشانه ها و واكنش هاي جسماني استرس ـ همبستگي شخصيتي و گفتار دروني مرتبط با استرس ـ تعريف و اهداف مهارت هاي ارتباطي ـ تأثيرات روابط بين فردي در سطوح زندگي ـ مهارت ارتباط بين فردي موثرـ و در نهایت در جلسه چهاردهم، به مرور كلي و پرسش و پاسخ در رابطه با مهارت هاي ارائه شده پرداخته شد. جهت بررسی و آزمون فرضیه هاي ارائه شده در سطح آمار استنباطی از روش آماری تحلیل کواریانس استفاده شده است.  در اين روش كه بهترين ابزار آماري براي طرح آزمايش پيش و پس آزمون با گروه كنترل مي باشد، ميانگيين هاي پس آزمون، پس از تعديل كردن نمره هاي پيش آزمون مورد مقايسه قرار مي گيرند (دلاور،1386). تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردیده است.                 نتایج، بحث و نتیجه گیری:   جدول 1: میانگین مربوط به پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و كنترل   شاخص ها    متغيرها         تعداد   پيش آزمون گروه آزمايش   پس آزمون گروه آزمايش   پيش آزمون گروه كنترل   پس آزمون گروه كنترل   شاخص كلي علائم مرضي   30   23/208   20/139   70/206   06/208   شكايات جسماني   30   73/25   83/17   10/27   20/27   وسواس ـ اجبار   30   73/23   83/15   86/23   93/25   حساسيت در روابط بين فردي   30   56/20   15   36/20   26/21   افسردگي   30   80/30   60/20   30/32   33/31   اضطراب   30   03/23   50/15   23/23   20/23   پرخاشگري   30   70/13   70/8   80/13   20/13   ترس مرضي   30   40/15   93/9   70/14   15   افكار پارانوئيدي   30   43/14   40/9   43/14   23/14   روان پريشي   30   33/24   26/14   46/21   40/22   سازگاري كلي   30   20/94   40/76   56/92   70/93   سازگاري خانه   30   03/19   15   43/18   96/18   سازگاري سلامتي   30   83/18   06/14   53/19   60/19   سازگاري هيجاني   30   43/20   26/17   96/19   56/20   سازگاري شغلي   30   26/18   13/17   26/18   23/18   سازگاري اجتماعي   30   50/17   10/13   36/16   16/16     فرضیه 1: آموزش مهارتهای اجتماعی موجب افزايش سلامت رواني همسران زندانیان می شود.   جدول 2: آزمون تحليل كواريانس مربوط به علائم مرضي   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   علائم مرضي   850/11989   1   850/11989   548/6   001/0   103/.   اثر گروه   950/72229   1   950/72229   449/39   013/0   409/.   منبع خطا   817/104364   57   962/1830       كل   933/187493   59             همانطور كه جدول شماره (2)، نشان مي دهد  548/6= f و 57 ، 1 df  و  001/0=p نشان دهنده ي تفاوت معنادار در بُعد علائم مرضي بين گروه آزمايش و گواه مي باشد. طبق نتايج بدست آمده در پيش آزمون ـ پس آزمون گروه آزمايشي در بعد علائم مرضي تفاوت معناداري را بين پيش آزمون و پس آزمون نشان مي دهد. بدين معنا كه آموزش مهارت هاي اجتماعي در افزايش سلامت رواني همسران زندانيان موثر بوده است. يافته هاي پژوهش حاضر با يافته هاي پژوهشي كه توسط آقاجاني(1381)، به منظور بررسي تأثير آموزش مهارتهاي زندگي بر سلامت روان و منبع كنترل نوجوانان انجام شده است مطابقت دارد. وي  اين طور نتيجه گيري كرد كه برخورداري از مهارتهاي زندگي موجب افزايش سلامت روان مي شود.   فرضیه 2: آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان شكايات جسماني همسران زندانيان تأثير دارد.   جدول 3: آزمون تحليل كواريانس مربوط به شكايات جسماني   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   شكايات جسماني   090/186   1   090/186   418/3   070/0   057/.   اثر گروه   082/1222   1   082/1222   450/22   00/0   283/.   منبع خطا   877/3102   57   436/54       كل   983/4604   59         با توجه به جدول شماره (3)، 418/3= f و 57 ، 1 df  و  070/0=p  تفاوت معناداري  در بُعد شكايات جسماني بين گروه آزمايش و گواه  ديده نمي شود، و فرض خلاف تاييد مي شود. با توجه به يافت نشدن پژوهش هاي صورت گرفته در رابطه با اين موضوع مي توان اينگونه بيان نمود كه علت برخي از اختلالات شكايات جسماني ريشه در ناخودآگاه دارد كه اين مهارت ها تأثير آنچناني بر ناخودآگاه افراد نداشته است.   فرضیه 3: آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان وسواس همسران زندانيان تأثير دارد.   جدول 4: آزمون تحليل كواريانس مربوط به مقياس وسواس   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   وسواس   936/2   1   936/2   099/0   754/0   002/..   اثر گروه   160/1528   1   160/1528   569/51   000/0   475/.   منبع خطا   097/1689   57   633/29       كل   183/3222   59         با توجه به جدول شماره (4)،  099/0= f و 57 ، 1 df  و  754/0=p تفاوت معناداري  در بُعد وسواس بين گروه آزمايش و گواه مشاهده نـمي شود و فـرض خلاف مـبني بر عدم وجود رابطه تأييد مي گردد. انتایج نشان داد که آموزش مهارت هاي اجتماعي در كاهش ميزان وسواس همسران زندانيان موثر نبوده است. از آنجا كه وسواس ـ اجبار يكي از اختلالات اضطرابي مي باشد و ريشه در اضطراب دارد و اين رفتارهاي اجباري براي تسكين موقتي اضطراب مورد استفاده قرار مي گيرد، می توان اينگونه استنباط مي گردد كه مهارت هاي آموزش داده شده نقشي در كاهش وسواس و اضطراب نداشته است.   فرضیه 4: آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان افسردگي همسران زندانيان تأثير دارد.   جدول 5: آزمون تحليل كواريانس مربوط به مقياس افسردگي   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   افسردگي   031/169   1   031/169   025/3   087/0   .050/.   اثر گروه   802/1595   1   802/1595   561   000/0   334/.   منبع خطا   836/3184   57   874/55       كل   933/5081   59         با توجه به جدول  شماره  (5)، 025/3= f و 57 ، 1 df  و  087/0=p تفاوت معناداري در بُعد افسردگي بين گروه آزمايش و گواه ديده نمي شود ، فرض خلاف تاييد مي شود. نتایج آزمون این فرضیه نشان داد که آموزش مهارت هاي اجتماعي در كاهش ميزان افسردگي همسران زندانيان موثر نبوده است. نتايج حاصل از آزمون اين فرضيه با يافته هاي پژوهشي سگرين(2000)، كه مهارتهاي اجتماعي ضعيف به عنوان عاملي آسيب پذير در پيشرفت افسردگي مي باشد، همخواني ندارد، يكي از علت هاي آن ممكن است اين امر باشد كه افسردگي علت هاي بسياري دارد و امكان دارد عاملي كه براي يك فرد موجب افسردگي مي شود در فردي ديگر حتي احساس غمگيني هم بوجود نياورد. با توجه به اينكه نمونه ي اين پژوهش همسران  زندانيان بودند و با زنداني شدن همسر اين خانواده ها ، امکان اينکه وضعيت اقتصادي و معيشتي اين خانواده ها با مشكل مواجه شود بسيار است كه خود اين مشكلات مي تواند يكي از عوامل افسردگي در اين خانواده ها باشد كه آموزش مهارت هاي اجتماعي نقش آنچناني در كاهش افسردگي آنان نداشته است.   فرضیه 5: آموزش مهارتهای اجتماعی موجب کاهش اختلال در  حساسیت روابط بین فردی           همسران زندانیان می شود.   جدول 6: آزمون تحليل كواريانس مربوط به مقياس حساسيت در روابط بين فردي   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   حساسيت در روابط بين فردي   120/253   1   120/253   162/9   04/0   138/0   اثر گروه   178/605   1   178/605   905/21   000/0   278/0   منبع خطا   746/1574   57   627/27       كل   933/2416   59         همانطور كه جدول شماره (6)، نشان مي دهد  162/9= f و 57 ، 1 df  و  04/0=p نشان دهنده ي تفاوت معنادار در بُعد حساسيت در روابط بين فردي بين گروه آزمايش و گواه مي باشد. طبق نتايج بدست آمده در پيش آزمون ـ پس آزمون گروه آزمايشي در بعد ميزان کاهش اختلال در حساسيت در روابط بين فردي تفاوت معناداري را بين پيش آزمون و پس آزمون نشان مي دهد. بدين معنا كه آموزش مهارت هاي اجتماعي در كاهش ميزان ميزان اختلال حساسيت در روابط بين فردي همسران زندانيان موثر بوده است. با توجه با به نظر اسپوك و وشور (1980) افرادي كه پرخاشگر يا تكانشي هستند، فاقد مهارتهاي اساسي در درك ديگران و كنار آمدن با روابط بين فردي مي با شد، كه اين نتيجه با فرضيه حاضر همخواني دارد.   فرضیه 6: آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان اضطراب همسران زندانيان تأثير دارد.   جدول 7: آزمون تحليل كواريانس مربوط به مقياس اضطراب   منبع تغييرات   مجموع مجذورات   درجه آزادي   ميانگين مجذورات   F   سطح معناداري   مجذور Eta   اضطراب   721/11   1   721/11   302/0   585/0   005/0   اثر گروه   862/884   1   862/884   775/22   000/0   285/0   منبع خطا   579/2214   57   852/38       كل   650/3115   59         با توجه به جدول شماره (7)،  302/0= f و 57 ، 1 df  و  585/0=p تفاوت معناداري در بُعد اضطراب بين گروه آزمايش و گواه ديده نمي شود، فرض خلاف تاييد مي شود. نتایج آزمون این فرضیه نشان داد که آموزش مهارت هاي اجتماعي در كاهش ميزان اضطراب همسران زندانيان موثر نبوده است. باتوجه به اينكه آموزش مهارت هاي اجتماعي در بعد وسواس هم اثرگذار نبوده است، مي توان اينگونه بيان نمود كه مهارت هاي آموزش داده شده در اين پژوهش نقشي در درمان  و كاهش  اضطراب نداشته است.   فرضیه 7: آموزش مهارت هاي اجتماعي بر ميزان پرخاشگري همسران زندانيان تأثير دارد.   جدول 8: آزمون تحليل كواريانس مربوط به مقياس پرخاشگري  
متن کامل مقاله
تعداد بازدید از این صفحه: 9974